گزارش مختصری از فاجعه سیل دروازه قرآن شیراز

0 59

این روزها هرچند به ایام عید و شادی معروف است اما احوال مردم کشورمان در غم و اندوه تعریف می‌شود.
یکی از هموطنان طی گزارشی ارسالی فاجعه دروازه قرآن شیراز را اینچنین عنوان کرده است:

روز سه شنبه ۶فروردین ۹۸خیلی های آنان که از بلوار هفت تن داشتند به سمت دروازه قران می رفتند, همه شیشه های ماشین را بالا کشیده بودند. تعدادی به سفارش بچه ها, موسیقی شادی هم گذاشته بودند و داشتند برای همیشه یا برای بازدید از جایی, شهر شیراز را ترک می کردند.
از پیچ آخری سیل آباد که رد می شوی, دروازه قرآن جلو رویت نمایان می شود. بلوار بزرگی که سالها پیش, رود خانه ای بود , که شاهرگ ورود و خروج شیراز می شد. انروزها ما به آنجا, تنگ قرآن می گفتیم.
جمع خوشحال و خندان خانواده ها داشتند, خاطرات شیرین گردش در شیراز را مرور می کردند که ماشین خانواده از جلو دروازه قران که در سمت چپ قرار داشت, عبور کرد و قیامت صغرا آغاز گردید.
چیزی کمتر از صدم های ثانیه نشد که ورق برگشت, حجم آب باران داشت بیش از حد تصور زیاد میشد. قبل از آنکه بشود بهترین تصمیم را گرفت. فرمان ماشین به دست سیلاب می افتد. حالا فشار آب در صدم های ثانیه, ماشین ها را مثل پر کاه, جابجا می کرد. این ماشین به آن یکی می خورد و آن یکی سوار بر وسیله نقلیه دیگری,
همه هم بی اعتنا به میهمانان عزیزی که داخلش, نشسته اند.
دروازه قرآنی که سالها تا از زیرش رد می شدیم و گنبد شاهچراغ را در سومین شهر حرم اهلبیتش می دیدیم, سه تا صلوات می فرستادیم.
بناگهان تبدیل به اژدهایی شده بود که داشت ماشین ها را توی سر هم می کوبید تا هر که در داخلش هست.شیشه عمرش شکسته شود. وقتی به محل حادثه رسیدم, یکساعتی از وقوع سیل گذشته بود.قیامتی بود و صحنه ای چون محشر،تعدادی مشغول جدا کردن ماشین ها با جرثقیل از یکدیگر بودند. تعدادی همین کار را با تراکتور انجام می دادند. تعدادی هم که هیچ وسیله نداشتند دسته جمعی به مرتب کردن ماشین ها و جستجوی داخل آنها برای یافتن هموطنان, مشغول بودند. یکی وقتی داشتم سپر یک پراید را بزور داخل ماشین جا می دادم گفت:لطفا داخل ماشین و زیر صندلی ها را نگاه کن, شاید کودکی یا نوزادی داخل ماشین و زیر صندلی ها باشد.یکی خوابیده بود داخل جوی آب و داشت زیر پل ها را نگاه می کرد. شاید کسی آن زیر گیر کرده باشد.
راستش دلم نمی خواست, اما مامور نیروی انتظامی اشاره کرد که کمکش کنیم. داشتند تعدادی از اجساد را که در کاور خوابیده بودند داخل قسمت بار وانت می گذاشتند تلخی کمک, عرق سردی را به تن آدم می نشاند که آرزو می کردی کاش خودت هم با سیل رفته بودی, اما این حجم اندوه را, منتقل نمی کردی
امشب شب بدی برای مردم شیراز هست, شبی به تلخی همان شام غریبانی که, بر منبرها فریاد می زنند.
تلخی این شام غریبان اندوه, از آنجا بیشتر می شود که, بیشتر این حوادث اندوه بار, قابل پیشگیری هست. سیل را نمی شود تشخیص داد,
سیل شعور و فهم ندارد که به خاطرات کودکی که دیشب میهمان شیراز بوده و امشب در سردخانه یک بیمارستان, منتظر دفن است فکر کند. اما انسانها که شعور دارند!!!
آنچه امروز بر سر شیراز آمد.
گناه سیل و سیلاب نبود.
معتبر ترین سندی بود که نشان داد در فارس بیشتر از آنکه باید به سیلاب و بفکر مدیریت بحران آن بود.
باید به سونامی بحران مدیریت اندیشید. همان سونامی که چهل سال است یا در دست اصولگراها بوده, یا در پشت بی لیاقتی اصلاح طلبان, خودش را پنهان کرده است.اما همیشه, به دفن منافع مردم منجر شده است.
امشب برای مردم شیراز, در ابراز همدردی با مردم شریف آسیب دیده, شب بسیار, پر اندوهی هست. چون شدت تالم آرزوهایی که امشب دفن گردید, آنقدر بزرگ و عظیم است که همه درخت ها اگر قلم, شوند.و همه سیلابها مرکب, شدت بغض را, نخواهند توانست نوشت.
بلاشک سیل و طوفان و زلزله, از عواملی غیر قابل پیش بینی هستند و همه جا با خسارت هایی همراه هست. اما آنچه که امروز در تنگ قران شیراز و نقاط مختلف شهر, همراه با خسارت جبران ناپذیر بر شهر حافظ و سعدی رفت. همه و همه نشان از مدیریتی بود که نه در سطح استان, که در سطح کشوری, بیشتر به سونامی عدم مدیریت بر می گردد,
نه به سیل در سیل آباد شیراز
یا به سانچی در اقیانوس آرام
یا در تن پر درد پلاسکو
یا در برخورد قطارها
آی باران
لطفا آهسته تر ببار
آب, همه آرزوهامان را دارد می برد.

پاسخ بدهید

ایمیل شما ظاهر نمی شود