مثل بذر در قلبم رشد کرد جوانه زد سبز شد

0 78
دوستی از تهران: دیدی توی تفسیر پدر طالقانی میگه در قرآن افراد نفهم قلبهاشون رو به سنگ تشبیه میکنه؟
نه اینکه سفت و سخته مثل سنگ که هیچ گیاهی توش رشد نمیکنه، هیچ بذری کاشته نمیشه. افراد نفهم هم همینطورین، هیچ حرفی به قلبشون فرو نمیره، چون‌مثل سنگ هستند.
منم خودم تا قبل از آشنایی با مجاهدین و خانم رجوی قلبم مثل سنگ بود، کم کم نرم شد. سخنان خواهر مریم و برادر مسعود مثل بذر در قلبم رشد کرد جوانه زد سبز شد. قلبم به سوی مجاهدین رفت و عاشق این راه و این آرمان شدم.
هموطنی از اهواز: به نظر من آتش زدن کنسولگری ایران در بصره و قاتلان مجاهدین انتقام خدا از قاتلین پاکترین فرزندان جهان در اشرف بود. خون اشرف تا سرنگونی کل ایادی شاه سلطان ولایت همچنان جوشان است.
دوستی از شیراز : وقتی میبینم شما انقدر خوب و بزرگوار و فداکار هستید همش احساس خجالت بهم دست میده. من از شما درس از خودگذشتگی یاد میگیرم. در عوض جانم رو فداتون می کنم و هم فدای ایران و هم مردم ایران.
هموطنی از تهران: این آخوندها کاری کردن که مردم بی سواد بار بیان، یکیش خود من و اینهم عاقبتش!
اما ناراحت نباشید بنیانگذار مجاهدین این روزا رو برای برادر مسعود پیش بینی کرده بودند.
ما باید بیشتر روحیه بگیریم و با قدرت بیشتر کار کنیم که همه فقط و فقط حقیقت رو بدانند. در تمام حرفها و نوشته های مجاهدین پر است از روحیه!
دوستی از رشت: هر روز این حلقه رو بزرگ میکنیم تا هر کی که ظلم میکنه تو آتیش فداکاری ما بسوزه و از بین بره و انسانیت مطلق باقی بمونه. همه تو یه سطح باشن، هیچ سنگی نمیتونه جلوی آب را  بگیره و هیچوقت آفتاب و مهتاب پشت ابر تا ابد نمیمونن. حقیقت راه خودشو پیدا میکنه و مجاهدین یکه تاز این مسیر هستند.
خواست خدا و اراده خدا همینه و هیچکس هیچکس و هیچکس نمیتونه جلوی این هدف رو بگیره. واقعا گاهی وقتها زیاد میرم تو فکر، یعنی خداوند چقدر تو انسانها قدرت گذاشته.
قبلا راجع به شرایط ملحق شدن به مجاهدین و اشرف پرسیدم که فقط یک کلمه جوابمو دادن که چندین کتاب، و چند هزار تا کتاب توش حرف بود، جواب یک کلمه بود: «فدا».
امیدوارم و آرزو میکنم که روزی بتونم این لیاقت رو کسب کنم. من تا قبل از آشنایی با شما يك مرده متحرك بودم .
الان میبینم که هدف داشتن تو زندگی چقدر لذت بخشه اونم در کنار مبارزانی که از همه چیزشون گذشتن و همه یه هدف مشترک دارن. البته من به گرد پای شما مجاهدين و مبارزين آزادی نميرسم ولی از خدا ميخوام كمكم كنه كه بهتون برسم.
هموطنی از اراک: من به مجاهدين با تمام وجودم ايمان دارم. اگر تا يكسال ديگر رژيم سرنگون نشود من پيش مجاهدين خواهم رفت تا دست بوسشان بشوم. من مسير انسانيت را از مجاهدين ياد گرفتم و اميدوارم كه بتوانيم این راه و حقيقت را به همه مردم نشان بدهیم.
دوستی از آبادان: مجاهدین مثل حلقات زنجیر بهم پیوسته هستند. نمی شود در زندگی و مبارزه جمعی بود و با فردیت خود نجنگید. نوارهای سازمان از زبان موسی خیابانی را از اینترنت شنیدم، خیلی عالی بود. با استفاده از آیات قران بحث می کرد که تمام آن که نگاه می کنی می بینی در رابطه با کارهای سازمان به واقعیت پیوسته  است. چقدر به حرفها و راه و آرمان سازمان ایمان داشت.
یک دوست از شیراز: نمی دانم شما مجاهدین چی هستید که این قدر آدم را جذب میکنید. من از وقتی باشما آشنا شدم یک دنیای جدیدی پیدا کردم. خانم رجوی خیلی مهربان هست خیلی هم خوب حرف می زند. واقعا چرامجاهدین این قدر مهربون و جذاب هستند؟

 

 

 

پاسخ بدهید

ایمیل شما ظاهر نمی شود