فاجعه ای بود – بند بند وجودم میشه نفرت از این رژیم

0 27

هموطنی از کرج :  داشتم برنامه ده شهریور در اشرف را از سیمای آزادی میدیدم عجب روز فاجعه ای بود، قلبم درد گرفت وقتی بازم فیلمشو دیدم.

بار اول که دیدیم من حدودا ۱۹ سال  داشتم تا صبح فقط گریه کردم که اینا بخاطر حقیقت، بخاطر ما، بخاطر انتخاب درست اینطوری تو مظلومیت کشته بشن، بابام که از خونه زد بیرون و تا فردا غروبش نیومد. امیدوارم بتونیم کاری کنیم که مرگشون بیهوده نشه.

اون صدای نفس نفس زدنا وقتی از دست اون حرومیا فرار میکردن رو کامل میفهمیدم، فاجعه ای بود، وقتی بهش فکر میکنم بند بند وجودم میشه نفرت از این رژیم و هر دیکتاتوریه دیگه و چشام کاسه خون، قطعا روحشون غرق آرامشه و ماهم با تمام وجود پیرو راهشونیم. هیچ واژه ای در وصفش نیست.

پاسخ بدهید

ایمیل شما ظاهر نمی شود