سازمان مجاهدین خلق ایران

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – تاسیس سازمان تا انقلاب ضد سلطنتی (۱)

برای آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران لازم است نگاهی گذرا داشته باشیم به وضعیت ایران، قبل از تأسیس این سازمان.
در دوران سلطنت قاجار و بعد از آن مردم ایران در فقر شدید و گرسنگی زندگی می‌کردند.
ایران تحت تسلط روسیه و انگلیس بود.
تا جنگ جهانی دوم، انگلیس قدر مسلط در ایران بود.
پس از سقوط رضاخان مردم ایران امکان یافتند که نفرت خود را نسبت به استعمار انگلیس و دولتهای دست‌نشانده آن در ایران، ابراز دارند.
در چنین شرایطی دکتر مصدق توانست با کمک جنبش مردمی نفت را ملی کند.
آمریکا و انگلیس خشمگین از مصدق کودتایی ترتیب دادند و دولتش را ساقط کردند.
پس از سقوط دولت دکتر مصدق سرکوب وحشیانه توسط شاه، به‌خصوص در دانشگاهها شدت گرفت.
۱۶ آذر ۳۲ یکی از این نمونه‌هاست که بعد از آن خفقان در ایران حاکم شد.
نمونهٔ دیگر حملهٔ کماندوهای هوانیروز ارتش به دانشگاه تهران در بهمن ۱۳۴۰ بود.
در سال ۱۳۴۱ شاه زیر فشار آمریکا دست به رفرم زد که به انقلاب سفید معروف شد.
اما سرکوب را در جامعه گسترش داد. در ۱۵خرداد ۴۲ شاه، تظاهرات مردم تهران، قم و ورامین را به خاک و خون کشید.
۱۵خرداد گورستان مبارزات مسالمت‌آمیز سیاسی شد.
در آن شرایط احزاب سنتی آن زمان مانند نهضت آزادی و جبهه ملی توان مقابله با رژیم شاه را نداشتند.
در این دوران دانشگاهها محل تولد گروهها و سازمانهایی شد که با جمع‌بندی اصولی راه مقابله با دیکتاتوری شاه را مشی انقلابی و قدرت قهر تشخیص دادند. حنیف‌نژاد که خودش احزاب سنتی را از نزدیک دیده بود، شیوهٔ مبارزه رفرمیستی را کنار گذاشت و با همرزمانش سعید محسن و علی اصغر بدیع‌زادگان سازمان مجاهدین خلق ایران را با ایدئولوژی اسلام انقلابی تأسیس کرد.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – طلوع باور و یقین

سازمان مجاهدین خلق ایران در سال۱۳۴۴ با هدف جایگزینی نظام شاهنشاهی با یک نظام دموکراتیک تأسیس شد. مؤسسان محمد حنیف‌نژاد و هم‌فکرانش سعید محسن و ‌اصغر بدیع زادگان، از فارغ‌التحصیلان دانشگاه و از فعالان نهضت آزادی بودند.
حنیف‌نژاد و سعید محسن به‌دلیل عضویت و فعالیت در نهضت آزادی، دستگیر و مدتی زندانی بودند.
آنها از سال۴۴ تا ۵۰ به تدوین ایدئولوژی، استراتژی و تربیت کادر پرداختند.
بنیان‌گذاران سازمان با مطالعه و برداشت صحیح از اسلام به این باور رسیدند که اسلام می‌تواند دموکراسی در ایران را محقق کند، بنابراین اسلام انقلابی را به‌عنوان ایدئولوژی سازمان انتخاب کردند.
برداشت آنها از اسلام با برداشت آخوندها به‌کلی متفاوت بود.
ایدئولوژی سازمان مجاهدین مبتنی بر یک اسلام دموکراتیک و ترقی‌خواه است.
آنها سایر ایدئولوژی‌ها را نیز مطالعه کردند چرا که در آن دوران، ایدئولوژی مارکسیسم در اوج بود و برای هر جوان مبارز جذاب بود.
بنیانگذاران به این نتیجه رسیدند که در سال۱۳۴۲ مبارزات مسالمت‌آمیز سیاسی در ایران به بن‌بست رسیده و راهی جز مبارزه قهرآمیز باقی نمانده است.
آنها آموزش‌های ایدئولوژیک را در نتایج زیر مدون کردند:
۱- مرز بین حق و باطل در عرصه اقتصادی اجتماعی بین معتقدان به خدا و دیگران نیست، بلکه این مرز از میان استثمارکننده و استثمارشونده عبور می‌کند. به عبارتی ظالم یا مظلوم بودن معیار درست تشخیص حق از باطل است.
۲- در شرایطی که جواب هر کار قانونی و مسالمت‌آمیز گلوله و زندان و شکنجه است، تنها راه مقابله با ظلم، مبارزه قهرآمیز است.
۳-مبارزه نیمه‌وقت جوابگو نیست. مبارزه نیاز به اعضای حرفه‌یی، سازمان و تشکیلات دارد.
بنیانگذاران بر اساس همین جمع‌بندی‌ها تا سال۱۳۵۰ سازمان را گسترش داده و پیش رفتند.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – جوانه در برابر طوفان

۶سال پس از تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران، ساواک شاه اولین ضربه نظامی را به آن زد. بیش از ۹۰درصد اعضاء و ۱۰۰درصد مرکزیت سازمان دستگیر شد.
وجود سازمانی مخفی که ۶سال توانسته بود دور از دید ساواک شاه فعالیت کند، حاکمیت شاه را در وحشت فرو برد.
ضربه شهریور ۵۰ نتیجهٔ خیانت یک عضو حزب توده به نام شاهمراد دلفانی بود.
یکی از اعضای سازمان به این فرد که مدتی هم زندان بوده، اعتماد می‌کند و برای تهیهٔ سلاح به او مراجعه می‌کند.
شاهمراد دلفانی در همکاری با ساواک موضوع را لو می‌دهد.
ساواک از طریق همین فرد به سرنخی دست یافت و با تعقیب و مراقبت طولانی توانست بسیاری از اعضای سازمان را دستگیر کند.
ساواک نفرات دستگیرشده را مدتها زیر وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها برد و مدتها از آنها بازجویی کرد.
ساواک به بنیانگذاران مجاهدین شروطی را پیشنهاد کرد که در صورت پذیرش هر یک از آنها، از اعدام رهایی می‌یافتند.
شروط ساواک این بود که آنها اعلام کنند:
۱. از طرف حکومت عراق آمده‌اند
۲. اسلام ضد مارکسیسم است
۳. مبارزه مسلحانه را رد می‌کنند
بنیانگذاران مجاهدین هیچ یک از این ۳شرط را نپذیرفته و اعدام خود را لازمه و شرط استمرار بقای سازمان مجاهدین دانستند.
در ۴خرداد ۱۳۵۱، ۳بنیان‌گذار و ۲تن از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین توسط شاه اعدام و مابقی به زندانهای طولانی‌مدت محکوم شدند.
مسعود رجوی که در ابتدا به اعدام محکوم شده بود به‌دلیل فعالیت‌های بین‌المللی و گسترده برادرش کاظم که از اساتید حقوق در دانشگاههای اروپا بود، به حبس ابد محکوم شد.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – خنجر خیانت

در سال ۵۱ بنیانگذاران سازمان به‌شهادت رسیدند و اعضای کادر مرکزی سازمان تماماً در زندان بودند.
رضا رضایی توانست از زندان فرار کند و رهبری سازمان در خارج از زندان را به‌دست گیرد.
رضا که تنها عضو مرکزیت سازمان در خارج از زندان بود، در سال ۵۲ در درگیری با ساواک به‌شهادت رسید.
پس از آن در خلأ حضور رهبری سازمان در خارج از زندان محمدتقی شهرام و بهرام آرام رهبری سازمان در خارج از زندان را به‌دست گرفتند.
این افراد صلاحیت ایدئولوژیک-تشکیلاتی برای مسئولیت رهبری تشکیلات را نداشتند.
آنها دست به کودتایی زدند که به ضربه اپورتونیستی معروف شد. آنها اعلام کردند که سازمان مجاهدین مارکسیست شده است.
اپورتونیست‌ها مجید شریف واقفی را که مخالف اقدامات آنها بود به‌قتل رساندند.
مرتضی صمدیه لباف را مجروح کردند که در نتیجهٔ آن توسط ساواک دستگیر و تیرباران شد.
اپورتونیست‌ها سازمان مجاهدین را متلاشی کردند که عملاً در خدمت شاه بود و زمینه را برای سربرآوردن ارتجاع خمینی فراهم کرد.
مسعود رجوی به مقابله با این جریان پرداخت و سازمان مجاهدین را از نو بنا کرد.
او در یک بیانیه ۱۲ماده‌ای آنها را جریان اپورتونیستی چپ‌نما توصیف کرد.
مسعود رجوی اعلام کرد اسلام در چپ مارکسیست قرار دارد، به این معنی که اسلام ضداستثمارتر و مترقی‌تر از مارکسیسم است.
دلایل این ضربه در محورهای جمع‌بندی سازمان آمده است:
تکمیل نشدن کار ایدئولوژی سازمان
ضربه شهریور ۵۰ و عمل‌زدگی پس از آن
ترک تعلیمات ایدئولوژیک
بیانیه ۱۲ماده‌ای منجر به بازسازی و سرپا شدن سازمان مجاهدین پس از ضربه اپورتونیستی شد. این بیانیه یکی از اقدامات شگفت‌انگیز مسعود رجوی برای حفظ سازمان و ایدئولوژی اسلام انقلابی است.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – با انقلاب مردم زندانیان سیاسی آزاد شدند (۲)

۳۰دی ۵۷، یک هفته پس از فرار شاه از ایران، آخرین دسته از زندانیان سیاسی از زندانهای شاه آزاد شدند.
مسعود رجوی در اولین سخنرانی خود در ۴بهمن ۵۷ بر ضرورت آزادی و دمکراسی به‌عنوان مهم‌ترین دستاورد انقلاب تأکید کرد.
وی از این‌که قیام ضدسلطنتی را «انقلاب اسلامی» بخواند خودداری نمود و خواهان یک انقلاب دموکراتیک شد.
مسعود رجوی هم‌چنین در مصاحبه با کیهان گفت: سقوط دیکتاتوری قدمی از راه طولانی انقلاب است.
بعد از انقلاب ۵۷ سازمان مجاهدین به فعالیت‌های مسالمت‌آمیز سیاسی و اجتماعی پرداخت.
نشریه مجاهد ارگان رسمی سازمان مجاهدین به تیراژی تا ۶۰۰هزار نسخه رسید.
صدها هزار تن در میتینگ‌های مسعود رجوی شرکت می‌کردند.
خواسته مجاهدین از خمینی و حاکمیت این بود که حقوق مردم را رعایت کند، از آزادی‌های سیاسی تا لغو مقررات ضدکارگری و تأمین معیشت مردم که در بیانیه‌یی تحت عنوان «برنامه مرحله‌ای و انتظارات حداقل» آمده است.
متقابلاً خمینی هم از مجاهدین خواسته‌هایی داشت.
مسعود رجوی در این باره گفته است:
در همان حوالی ۲۲بهمن ۵۷، خمینی یک شب، پسرش احمد را که بسیار به مجاهدین ابراز ارادت و سمپاتی می‌کرد نزد من فرستاد. هنوز رژیم شاه به‌طور کامل سقوط نکرده بود و ما هم دو سه هفته بود که از زندان آزاد شده بودیم. برجسته‌ترین حرف‌هایش این بود که: «علیه کمونیستها موضع‌گیری کنید و با هر کس که «امام!» وارد جنگ شد، شما هم وارد جنگ شوید! که در این‌صورت همه درها به‌رویتان باز خواهد شد.
این پیشنهاد البته از طرف مسعود رجوی به‌شدت رد شد.
در این دوران مجاهدین تمام تلاش خود را بکار بستند که آزادی‌های اجتماعی و سیاسی برای مردم محقق شود.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – آن که گفت نه

با پایان حکومت شاه و انقلاب ضدسلطنتی مجاهدین وارد فعالیت‌های مسالمت‌آمیز سیاسی شدند.
در این مسیر در سال ۵۸، مجاهدین، مسعود رجوی را به‌عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری اعلام کردند.
موسی خیابانی در اولین میتینگ انتخاباتی در دانشگاه تهران گفت:
«ما بر حسب مسئولیت‌ها و وظایف‌مان وارد این صحنه شده‌ایم و نه از روی جاه‌طلبی. اگر اهل جاه‌طلبی بودیم درها به روی ما بسته نبود. ما همیشه رنج‌ها را تحمل می‌کنیم چون زندگی یک انقلابی یعنی تحمل همین رنج‌ها».
خمینی که دید اقبال عمومی از مجاهدین بسیار گسترده است، با این‌که قرار بود اظهارنظری در مورد کاندیداها نکند اما فتوایی مبنی بر حذف مسعود رجوی از رقابت‌ها صادر کرد.
مسعود رجوی بی‌درنگ انصراف داد و گفت:
«بایستی خاضعانه به شما بگویم که اگر این مبارزه انتخاباتی بازنده‌ای داشته باشد، آن بازنده من نیستم».
لوموند در همان تاریخ نوشت:
«اگر خمینی، رجوی را در ژانویه گذشته از نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری کنار نمی‌زد، به‌گفته شخصیت‌های مختلف، او میلیونها رأی را به‌ خود اختصاص می‌داد».
سازمان مجاهدین به‌رغم تمام فشارهایی که خمینی و پاسدارانش می‌آوردند اما در آن مرحله، از مبارزه مسالمت‌آمیز سیاسی و افشاگرانه ذره‌ای عدول نکردند.
سازمان مجاهدین در انتخابات مجلس شورای ملی نیز فعالانه شرکت کرد.
اما خمینی با تقلب‌های گسترده از راه‌یابی حتی یک مجاهد به مجلس جلوگیری کرد.
مسعود رجوی با تمامی تقلب‌ها ۵۳۰هزار رأی کسب کرد اما خمینی او را نیز حذف کرد.
مجاهدین در ملاقات با رفسنجانی که آن زمان وزیر کشور بود، انبوهی اسناد تقلب انتخاباتی به او ارائه کردند، رفسنجانی در جواب گفت:
«اینها را کنار بگذارید، اگر امام و ولایت فقیه را قبول می‌کردید همه درها به‌رویتان باز می‌شد».
مسعود رجوی هم در پاسخ گفت: «ما چماقداری و انحصارطلبی را تحت نام اسلام نمی‌پذیریم».

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – راز پویایی

فضای انقلاب ضدسلطنتی بالنسبه باز سیاسی حاکم بود، مجاهدین فرصت یافتند تا دیدگاه‌ها و نظرگاه‌های خودشان را ارائه کنند.
مسعود رجوی با برگزاری کلاس‌های درس فلسفه، تحت عنوان تبیین جهان در دانشگاه صنعتی شریف جهان‌بینی سازمان مجاهدین را توضیح و تشریح نمود.
به نوشتهٔ روزنامهٔ فرانسوی لوموند در کلاس‌های مسعود رجوی ۱۰هزار نفر با ارائهٔ کارت حاضر می‌شدند.
علاوه بر شرکت مستقیم هزاران نفر در این کلا‌س‌ها، ویدئوکاست و کتاب‌های جیبی این کلاس‌ها هم در بسیاری از شهرها به‌صورت گسترده پخش می‌شد.
پیام سیاسی و ایدئولوژیکی کلاس‌های مسعود رجوی این بود: «آزادی، جوهر تکامل و کلمه اصلی اسلام و انقلاب است».
کلاس‌های تبیین جهان آن‌چنان مورد اقبال عمومی قرار گرفت که خمینی را دچار وحشت و جنون کرد. چرا که خمینی به‌لحاظ تئوریک حرفی در برابر مجاهدین نداشت.
مسعود رجوی خمینی و رژیمش را این‌طور توصیف کرد:
«ما از همان روز به قدرت رسیدن خمینی پایگاه طبقاتی او را خرده‌بورژوازی سنتی و رژیمش را به‌لحاظ سیاسی مادون سرمایه‌داری ارزیابی می‌کردیم.
از نظر تاریخی، نیروی پشتوانه‌ٔ خمینی، نیروهای عقب‌مانده و بیرون کشیده‌شده از اعماق تاریخ جامعهٔ ما بود، با صبغهٔ خشک‌اندیشانه، متظاهر و ریاکارانه و فرمالیستی مذهبی. مثل غولی که سالیان در بند و زنجیر کشیده شده و حالا آزاد شده بود».
خمینی برای مقابله با مجاهدین در یک طرح ضدملی و دجال‌گرانه تحت عنوان «انقلاب فرهنگی» که البته کودتا علیه دانشگاه بود، دانشگاه را تعطیل کرد تا بدینوسیله مجاهدین را از دانشگاه بیرون کند.
اما به گفتهٔ مقامات خود این رژیم، مجاهدین ۵۰۰هزار میلیشیا در سراسر ایران داشتند.
تیراژ نشریهٔ مجاهد هم به ۶۰۰هزار می‌رسید که برای جمعیت ۳۶میلیونی آن زمان عدد بسیار بزرگی بود.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – رعد در آسمان بی ابر

پس از سقوط شاه تا ۳۰خرداد ۶۰ سیاست مجاهدین فعالیت مسالمت‌آمیز سیاسی بود. اما خمینی و دار و دسته‌اش هر روز فشار را علیه مجاهدین بالا می‌بردند.
هواداران سازمان توسط مزدوران خمینی کشته یا زخمی می‌شدند، دفاترشان مورد حمله چماقداران واقع می‌شد.
هزاران نفر از هواداران مجاهدین در این دوران بازداشت و زندانی شدند.
نشریهٔ مجاهد ارگان سازمان مجاهدین توقیف شد.
پدیدهٔ چماقداری که همان پاسداران و لباس‌شخصی‌ها بودند آن‌چنان گسترش پیدا کرد که احمد خمینی هم به این پدیده اعتراض کرد:
«چماقداری باید هر چه زودتر ریشه‌کن شود، چرا چماقداران را دستگیر نمی‌کنند»؟
در این دوران نزدیک به ۷۰نفر از مجاهدین توسط چماقداران به‌شهادت رسیدند.
آزادی‌ها در ایران روزبه‌روز محدود می‌شد. خمینی در ۴تیر ۵۹ رسماً به مجاهدین اعلام جنگ کرد و گفت:
«دشمن ما نه در آمریکا نه در شوروی و نه در کردستان است، بلکه در همین‌جا در مقابل چشم‌های ما، در همین تهران است».
سازمان مجاهدین  برای جلوگیری از تقابل زودرس با خمینی و برای ادامه یافتن فضای بالنسبه باز سیاسی دفاتر و ستادهایش را تعطیل کرد.
در ادامه خمینی، بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد و درصدد بود تا عدم کفایت سیاسی او را در ۳۱خرداد ۶۰ در مجلس به تصویب برساند. مجاهدین در اعتراض به از بین رفتن آزادی‌ها تظاهراتی مسالمت‌آمیز در روز ۳۰خرداد ۶۰ ترتیب دادند. این تظاهرات به گلوله بسته شد و تعدادی کشته و مجروح و بازداشت شدند.
بعد از به خاک و خون کشیده شدن تظاهرات مسالمت‌آمیز نیم‌میلیون نفرهٔ مردم تهران در ۳۰خرداد، سازمان مجاهدین دو راه پیش‌رو داشت؛ تسلیم و ذلت در برابر خمینی، یا نبرد قهرآمیز انقلابی. سازمان مجاهدین هرگز تسلیم خمینی نشد و مبارزه قهرآمیز انقلابی را آغاز کرد.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران از جنگ ایران و عراق تا لیست تروریستی (۳)

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران از جنگ ایران و عراق تا لیست تروریستی 

در دو شماره گذشته به تاسیس و پروسه زندان و پس از آزادی مجاهدین از زندان شاه و پروسه کاندیداتوری مجاهدین و درگیریهای خمینی با این جریان پرداختیم اینک به بررسی جنگ ایران و عراق و چگونگی ایجاد آن به عنوان راه حلی از طرف خمینی برای سرپوش اختناق می‌پردازیم.

جنگ ایران و عراق یکی از طولانی‌ترین جنگهای قرن بیستم بود.

خسارات جنگ ۸ساله: ۲میلیون کشته و مجروح، نابودی ۵۰شهر و ۳۰۰۰روستا و خسارت ۱۰۰۰میلیارد دلاری.

چه کسی زمینه‌های آغاز این جنگ را فراهم کرد؟

خمینی از روز اول به قدرت رسیدن به فکر امپراطوری اسلامی بود و دخالت در عراق را آغاز کرد.

خمینی در ۱۹فروردین ۱۳۵۹ از ارتش عراق خواست قیام کند.

در ۲۸فروردین ۱۳۵۹ هم ارتش عراق را به کودتا تشویق کرد.

هم‌چنین خمینی به مناسبت‌های گوناگون به دولت عراق تاخت و خواستار سرنگونی آن شد.

خمینی برای مقابله با نیروهای آزادیخواه و برای سرکوب آزادی‌ها و نیازهای سیاسی و اجتماعی مردم به جنگ نیاز داشت.

جواد منصوری – تلویزیون رژیم مهرماه ۹۶:
منصوری: اگر جنگ نشده بود انقلاب اسلامی از بین رفته بود، با جنگ بود توانستیم ضد انقلاب داخل رو سرکوب کنیم.

پیش از شروع جنگ مجاهدین تلاش کردند از وقوع آن جلوگیری کنند.

 

بیانیه مشترک نایب نخست_وزیر عراق و مسئول شورای ملی مقاومت ایران

مسعود رجوی با هانی‌الحسن، سفیر فلسطین در ایران، روی متنی برای حل و فصل مخاصمات بین ایران و عراق توافق کردند. قرار شد که یاسر عرفات در این زمینه میانجیگری کند.

اما خمینی و مهره‌هایش حاضر به پذیرش آن نشدند.

نهایتاً جنگ با حمله عراق به ایران آغاز شد.

در ابتدای جنگ مجاهدین برای دفاع از خاک میهن وارد جنگ شدند اما دادستانی رژیم با حکمی مجاهدین را از جبهه‌ها بیرون کرد.

بعد از خروج عراق از خاک ایران جنگ نامشروع بود و باید پایان می‌یافت.

مجاهدین تمام تلاش خود را بکار بستند تا این جنگ ضدمیهنی را پایان دهند.

مجاهدین طرح صلحی را با عراق امضا کردند. سال۶۵ به عراق رفتند و با تشکیل ارتش آزادی‌بخش، ماشین جنگی خمینی را از کار انداختند و تنور جنگ ضدمیهنی را گل گرفتند.

 

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران چرا خمینی جام زهر خورد

جنگ ایران و عراق از هولناک‌ترین حوادث تاریخ کشورمان است. این جنگ خانمان‌سوز نتیجهٔ سیاست‌های شوم خمینی بود.

خمینی در تلاش برای ایجاد این جنگ، دولت عراق را تهدید و در امور داخلی این کشور دخالت می‌کرد.

در مقابل، سازمان مجاهدین، هم قبل از شروع جنگ و هم پس از آغاز آن تمام تلاشش را بکار بست تا جنگ را از کشورمان دور کند.

پیش از شروع جنگ مسعود رجوی به‌دنبال راه‌حل برای رفع مخاصمات بین دو کشور بود. در دیدار با هانی الحسن، سفیر وقت فلسطین در ایران، قرار شد یاسر عرفات میانجیگری بین ایران و عراق را به‌عهده گیرد. خمینی و دار و دسته‌اش هرگز نپذیرفتند.

با حملهٔ عراق به مرزهای ایران، مجاهدین برای دفاع از خاک میهن در جنگ شرکت کردند اما به حکم دادستانی رژیم مجبور به خروج از منطقهٔ جنگی شدند.

با خروج نیروهای عراقی از خاک ایران، مجاهدین ادامهٔ جنگ را نامشروع دانستند و فعالیت‌های سیاسی گستردهٔ بین‌المللی برای توقف جنگ انجام دادند.

در ۱۹دی ۶۱ طارق عزیز، نایب نخست‌وزیر وقت عراق، با مسعود رجوی دیدار کرد.

در این دیدار بر پایه قرارداد الجزایر، طرح کلی صلح مورد موافقت طرفین قرار گرفت و بیانیهٔ مشترکی صادر شد.

خلاصه‌ای «طرح کلی صلح» بدین قرار است:

۱- اعلان فوری آتش‌بس

۲- تشکیل کمیسیون نظارت بر آتش‌بس

۳- عقب‌نشینی نیروهای دو کشور تا پشت مرزهای مشخص‌شده

۴- مبادلهٔ کلیه اسرای جنگی

۵- ارجاع مسألهٔ تعیین خسارت‌های ناشی از جنگ به دیوان بین‌المللی لاهه

با وجود فراهم بودن شرایط صلح، رژیم هیچگاه تن به صلح نداد.

مجاهدین برای پیگیری صلح به عراق رفتند و با تشکیل ارتش آزادیبخش، با عملیات خودشان از جمله آفتاب و چلچراغ ماشین جنگی خمینی را از کار انداختند و جام‌زهر آتش‌بس را به حلقوم خمینی ریختند.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران از جنگ ایران و عراق تا لیست تروریستی – طوفان هولناک

در ۱۱مرداد ۶۹ ارتش عراق کویت را به اشغال خود درآورد. این کار معادلات منطقه را برهم‌زد، جامعهٔ بین‌المللی از عراق می‌خواست که عقب‌نشینی کند اما عراق نپذیرفت.

شروع جنگ علیه عراق در تقدیر بود و مجاهدین هم ناخواسته تحت تأثیر این جنگ قرار می‌گرفتند.

مجاهدین پیش از شروع جنگ، برای پرهیز از هر گونه درگیری نظامی با هر نیرویی، در اطراف کرکوک تجمع کردند و دولت آمریکا را از مختصات قرارگاه‌هایشان مطلع نمودند.

در ۲۶دیماه همان سال نیروهای چندملیتی بمباران حیرت‌انگیز عراق را آغاز کردند و تا ۹اسفند ۶۹ ادامه دادند. در این تاریخ آتش‌بس بین عراق و نیروهای چندملیتی برقرار شد.

رژیم از تضعیف دولت مرکزی عراق در نتیجهٔ بمباران‌ها استفاده کرد و حملهٔ گسترده‌ای را به عراق آغاز نمود.

رژیم با بسیج تمام‌عیار سپاه پاسداران، تلاش کرد عراق را اشغال کند. قرارگاه‌های رمضان، نجف، انصار، لشکر ۹ بدر، تیپ مقداد و… علیه پایگاههای ارتش آزادیبخش فعال شدند.

به دستور شخص رفسنجانی قرارگاه رمضان جیره غذایی ۲۵هزار نفر به مدت ۱۰ماه را به‌منظور پیگیری عملیات در داخل خاک عراق دریافت نمود.

خامنه‌ای در این‌باره گفت:

«ما امیدواریم یک حکومت اسلامی در عراق به‌وجود بیاید».

سپاه پاسداران می‌خواست در مسیر اشغال بغداد، قرارگاه‌های مجاهدین را نیز اشغال کرده و آنها را کشته یا اسیر کند.

حتی رژیم اتوبوس آورده بود تا مجاهدین اسیر را به اوین منتقل کند.

اواخر اسفند ۶۹ درگیری بین مجاهدین و سپاه پاسداران آغاز شد و تا نیمهٔ فرودین ۷۰ طول کشید. در این سلسله نبردها که به مروارید معروف شد، مجاهدین نیروهای رژیم را درهم‌شکستند.

رفسنجانی بعداً به شکست در مقابل مجاهدین اعتراف کرد و گفت می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قدمان بالا برویم.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران از جنگ ایران و عراق تا لیست تروریستی – غیر ممکن ممکن شد

بعد از روی کار آمدن آخوند خاتمی در سال ۷۶ غرب و آمریکا به‌شدت دنبال مماشات با این رژیم بودند.

آمریکا در ۸اکتبر ۱۹۹۷ در زمان ریاست‌جمهوری بیل کلینتون مجاهدین را در لیست «سازمان‌های تروریستی خارجی» قرار داد.

یک روز پس از آن یک مقام دولت کلینتون گفت: «گنجاندن نام مجاهدین در این لیست به‌عنوان یک علامت حسن‌نیت به تهران و محمد خاتمی، صورت گرفته است»(روزنامه لس‌آنجلس‌تایمز ۹اکتبر ۱۹۹۷).

مارتین ایندیک در این باره گفت: «نام‌گذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود»(مارتین ایندیک مدیرکل وقت وزارت‌خارجهٔ آمریکا – گفتگو با نیوزویک سپتامبر ۲۰۰۲).

به‌دنبال آمریکا، در سال ۲۰۰۲ اتحادیه اروپا هم سازمان مجاهدین را در لیست گروه‌های تروریستی قرار داد.

از همان ابتدا سازمان مجاهدین به این لیست‌گذاری اعتراض کرد و نبرد حقوقی سهمگین برای خروج از لیست را آغاز نمود.

به‌دنبال آن در ۴تیر ۸۷ پارلمان بریتانیا پس از صدور رأی دادگاه این کشور، مجاهدین را از لیست تروریستی خارج کرد.

در روز ۷بهمن و پس از رأی دادگاه‌های اروپایی، اتحادیه اروپا نیز مجاهدین را از لیست تروریستی حذف کرد.

سولانا در این باره گفت:

«اتحادیه اروپا چاره‌ای به‌جز تبعیت از حکم دادگاه اروپایی نداشت»(سولانا، نماینده عالی سابق سیاست امنیتی و خارجی مشترک اتحادیه اروپا)

به‌دنبال این موفقیت، مجاهدین روی خروج از لیست تروریستی آمریکا متمرکز شدند.

در ۱۲خرداد ۱۳۹۱ دادگاه استیناف فدرال در واشنگتن، به وزارت‌خارجه ۴ماه فرصت داد تا در مورد لیست‌گذاری مجاهدین بازنگری کند و تصمیم بگیرد.

سرانجام در ۷مهر ۱۳۹۱ هیلاری کلینتون، وزیر خارجهٔ وقت آمریکا با گردن نهادن به حکم دادگاه استیناف، نام سازمان مجاهدین، شورای ملی مقاومت و ارتش آزادیبخش را از لیست تروریستی حذف کرد.

بدین ترتیب در یک نبرد حقوقی طولانی و سهمگین روشن شد که فعالیت‌های مجاهدین ربطی به تروریسم ندارد و مجاهدین و ارتش آزادیبخش مقاومتی مشروع و مردمی هستند.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – از فروغ جاویدان تا جنگ آمریکا و عراق

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – از فروغ جاویدان تا جنگ آمریکا و عراق

عملیات فروغ جاویدان بزرگترین عملیات ارتش آزادیبخش است. این عملیات سوم مرداد ۱۳۶۷ آغاز و هفتم مرداد به پایان رسید.
ارتش آزادیبخش با هدف فتح تهران وارد ایران شد و تا عمق ۱۵۰کیلومتری خاک میهن پیشروی کرد.
پرچم برافراشته فروغ جاویدان به خون ۱۳۰۴مجاهد مزین شده است.
در این نبرد ۵۵هزار تن از نیروهای رژیم کشته و مجروح شدند.
چند ماه پیش از فروغ جاویدان، مجاهدین در عملیات چلچراغ، شهر مهران را تسخیر کرده بودند.
مجاهدین در چلچراغ شعار دادند: امروز مهران! فردا تهران!
زنگ خطر سرنگونی برای خمینی به‌صدا درآمد. بسیاری از تحلیل‌گران بر این باور بودند که مجاهدین در گام بعدی به تهران خواهند رسید.
بعد از عملیات چلچراغ، عملیات فروغ برای ماه‌های آینده طراحی شد.
خمینی که همواره به استمرار جنگ تأکید می‌کرد، به ناگهان قطعنامهٔ ۵۹۸ را پذیرفت.
آتش‌بس به‌لحاظ قوانین بین‌المللی منجر به بسته شدن مرزها می‌شد. مجاهدین دیگر نمی‌توانستند از مرزهای بین‌المللی عبور کرده و عملیاتی به قصد فتح تهران انجام دهند.
مجاهدین با شنیدن زمزمه پذیرش آتش‌بس و پیش از تصویب نهایی آن، انجام عملیات فروغ را جلو انداختند.
در این عملیات نقش زنان مجاهد خلق بسیار برجسته بود.
فروغ جاویدان اثبات استقلال و توانمندی مجاهدین است.
اگر مجاهدین وارد عملیات فروغ جاویدان نمی‌شدند، به‌لحاظ تاریخی می‌سوختند و به‌عنوان زائده جنگ ایران و عراق معرفی می‌شدند.
مجاهدین عامل اصلی در نوشاندن جام‌زهر آتش‌بس به خمینی بودند، اگر وارد عملیات فروغ جاویدان نمی‌شدند، خدمت بزرگ آنها در پایان دادن به جنگ، بر سر خودشان خراب می‌شد.
اما مجاهدین با پرداخت بهایی خونین و سنگین، فروغ جاویدان را به بیمه‌نامه برای ارتش آزادیبخش و تضمین بقای آن تبدیل کردند.

 

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – بمباران قرارگاه های سازمان

در واپسین روز سال ۱۳۸۱ ائتلاف بین‌المللی به فرماندهی آمریکا، حمله به عراق را با مهیب‌ترین بمباران‌های تاریخ آغاز کرد. بغداد در ۲۰فروردین ۸۲ سقوط کرد.
سازمان مجاهدین پیش از جنگ اعلام بی‌طرفی کرد. مجاهدین در قرارگاه‌های اشرف، بنیاد علوی و انزلی متمرکز شدند و مختصات تمامی این مقرات را به اطلاع وزارت‌خارجه و دفاع آمریکا و بریتانیا رساندند.
مقرات مجاهدین گاه تا ۱۲۰بار در شبانه‌روز هدف حملات سنگین هوایی قرار گرفتند. این کار در زد و بند با رژیم ایران و با توهم خنثی نگه‌داشتن رژیم آخوندی در جنگ انجام شد.
نزدیک به ۵۰تن از مجاهدین در این حملات شهید و دهها تن مجروح شدند. اما مجاهدین با نیروهای ائتلاف درگیر نشدند.
در ملاقاتی که بین خواهر مجاهد مژگان پارسایی، مسئول اول وقت مجاهدین، با ژنرال اودیرنو، فرماندهٔ لشکر چهارم آمریکا، انجام شد، ژنرال اودیرنو گفت: «ارتش ایالات متحده آمریکا این افتخار را به شما می‌دهد که خود را تسلیم کنید».
مژگان پارسایی پاسخ داد: «شما می‌توانید سر تک‌تک مجاهدین را ببرید و در یک سینی طلایی تقدیم آخوندهای حاکم بر ایران بکنید، اما مجاهدین هرگز تسلیم را نخواهند پذیرفت».
نهایتاً پس از ۲روز مذاکره، مجاهدین پذیرفتند در قرارگاه اشرف تمرکز کرده و سلاح‌هایشان نیز گردآوری شود.
اودیرنو در این‌باره گفت: این یک تسلیم نیست، بلکه توافقی برای سرجمع کردن تسلیحات و رزمندگان است، برایم روشن است که آنها شیفته مبارزه‌شان هستند و به یک ایران دموکراتیک ایمان دارند.
اودیرنو تروریست بودن مجاهدین را هم رد کرد.
رژیم خواب نابودی مجاهدین به‌دست آمریکا و انگلیس را دیده بود، اما سازمان مجاهدین، با هوشیاری بی‌نظیر رهبری‌اش توانست از آن بمباران‌های مهیب سالم بیرون بیاید و شعلهٔ مبارزه با این رژیم را فروزان نگه‌دارد.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران  – خورشید در اسارت

در ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران حمله‌ور شد. (تیرماه ۸۲)در این عملیات ۱۶۵نفر از جمله مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، دستگیر شدند.
این حمله، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه بود.
مقامات فرانسوی در همان شب اول، ۱۴۳تن را آزاد کردند، اما مریم رجوی به همراه ۲۱تن دیگر در بازداشت نگه‌داشته شدند.
دولت فرانسه به‌صراحت از استرداد بازداشت شدگان به ایران صحبت می‌کرد.
در اعتراض به این دستگیریها و قصد فرانسه برای استرداد، موجی از تظاهرات، اعتصاب‌غذا، خودسوزی و تحصن شکل گرفت. طی ۳روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپایی و همین‌طور در ایران دست به خودسوزی زدند.
صدیقه مجاوری و ندا حسنی در اثر این خودسوزی‌ها به‌شهادت رسیدند.
پرونده ۱۷ژوئن با اتهام تروریسم آغاز شد اما در فقدان مدرک در این زمینه، به اتهام‌های مالی و پولشویی تبدیل گردید که البته آن هم تو خالی بود.

حمله گسترده پلیس فرانسه به پایگاه‌های مجاهدین به یک افتضاح سیاسی منجر شد

ژان کلود موریس، سردبیر روزنامه ژورنال دو دیمانش که از نزدیک شاهد زد و بند فرانسه با آخوندها برای حمله به مجاهدین بوده است، می‌نویسد:
دوویلپن در پاسخ به خرازی برای حمله به مجاهدین گفت: «می‌توانم به شما اعلام کنم که نیکولا سارکوزی مشغول تدارک یک عملیات در این رابطه است».
در نهایت فرانسه مجبور شد در روز سوم ژوئیه ۲۰۰۳ مریم رجوی را آزاد کند.
لیبراسیون در این باره نوشت: آزادی رجوی یک «غلط کردن» برای قاضی ضدتروریست، بروگیر، محسوب می‌شود.
در ۲۶شهریور ۱۳۹۳ پرونده ۱۷ژوئن به‌دلیل فقدان هر گونه سند و مدرک، برای همیشه مختومه اعلام شد.
شکست این توطئه با فدای مشعل‌های فروزانی میسر شد که با نثار جان خود، این دسیسه را سوزاندند. این عشق‌های شعله‌ور برای همیشه در تاریخ ایران ماندگار خواهند بود.

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران – تعهدات خیانت شده

در تابستان ۱۳۸۷ آمریکا خبر داد که برای خروج نیروهایش از عراق با دولت عراق توافق کرده است.
در این راستا آمریکا اعلام کرد حفاظت قرارگاه اشرف هم به نیروهای عراقی تحویل داده خواهد شد.
اعضای مجاهدین بر اساس کنوانسیون ۴ ژنو از حفاظت بین‌المللی برخوردار بودند که بر اساس آن از کلیه حقوق پناهندگی برخوردارند و هر گونه تعرض به حقوق آنان جرم محسوب می‌شد.
از آنجا که آمریکا مجاهدین را خلع‌سلاح کرده و تعهد حفاظت داده بود، مجاهدین دست به یک کارزار جهانی زدند تا مانع از انتقال حفاظت اشرف به دولت عراق که وابسته به رژیم آخوندی بود، بشوند.
در اثر این کارزار صلیب‌سرخ هم وارد شد و اعلام کرد که به دولتهای آمریکا و عراق، متذکر شده که آنها مسئول حفظ جان مجاهدین هستند.
ژنرال پترائوس، فرمانده نیروهای چندملیتی در عراق هم گفت: «مجاهدین در اشرف دارای موقعیت «شهروند حفاظت‌شده» هستند و نیروهای آمریکایی هم‌چنان مسئولیت امنیت آنها را بر عهده‌ دارند».
سفارت آمریکا هم در بغداد اعلام کرد: «نیروهای آمریکایی، حضور خود را در قرارگاه اشرف حفظ خواهند کرد و به کمک کردن به دولت عراق در اجرای تضمین رفتار انسانی با ساکنان قرارگاه، ادامه خواهند داد».
البته آمریکا نهایتا به این تعهد خود نیز عمل نکرد و حفاظت اشرف را از ابتدای سال میلادی ۲۰۰۹ به عراق سپرد.
پس آن خامنه‌ای از طریق مالکی با سخت‌تر کردن محاصره و فشار به اشرف، دست به حملات خونبار زد.
مزدوران رژیم در عراق، در این حملاتچندین حمام خون و قتل‌عام به‌راه انداختند که در این حملات دهها تن شهید و صدها نفر زخمی شدند.
بی‌عملی آمریکا در برابر حملات نیروهای عراقی به مجاهدین، باعث تشویق رژیم و مزدورانش به استمرار حملات می‌شد.

ادامه دارد

Welcome Back!

Login to your account below

Create New Account!

Fill the forms bellow to register

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Add New Playlist