درست در نقطه نا امیدی من مجاهدین رو پیدا کردم

0 58
نامه یک دوست از مشهد: دیشب رفتم هیئت برای همه بچه ها دعا کردم. من بعد از سالها که هیئت میرم، برای اولین بار احساس کردم میشه با امام حسین حرف زد. بهش گفتم مجاهدین راه تو رو ادامه میدن خودت بهشون کمک کن این پرچمی که دست خواهر مریم هست خودت اون رو حفظ کن.
من واقعا برام مهم نیست اتفاقی برام بیفته بعضی وقتها به این فکر میکنم که من اگر دستگیر بشم یا شهید بشم چه اتفاقی برای خانواده ام می افته چون من نان آورشون هستم، بعد به خودم میگم اون ۱۲۰ هزاری که معلوم نیست قبرشون کجاست مگه خانواده نداشتند؟ وقتی این رو به خودم میگم احساس میکنم که اگه اتفاقی برام بیفته میتونم طاقت بیارم. من خیلی امیدوارم که امسال سال آخر این رژیم هست. نمیدونم چه حکمتی بود درست در نقطه نا امیدی من مجاهدین رو پیدا کردم. انشالله که بتونم به درد سازمان بخورم.

 

دوستی از تهران: شب عاشورا در محله خودمان نذری پخش کردم و روی همه کاسه ها شعار نوشتم دوست دارم به گوش خواهر مریم برسه که این نذری رو برای سلامتی او پخش کردم. 

 

 هموطنی از شیراز: درتاریخ ایران و در این بخش از تاریخ میاد که در زمان حکومت خمینی که ظلم و ستم بیداد میکرد و مردم در بدترین شرایط زندگی میکردند عده‌ای بپاخواستند و برای نجات مردم و سرنگونی حکومت خمینی از همه چیز خود گذشتند، برای همینه که میگم شرف و افتخارم اینه که در این مسیر هستم.

 

دوستی از تبریز: خانم رجوی خیلی درست میگن «میتوان و باید»! مردم باید خودشون از حق خودشون دفاع کنند. تازه مردم دارن آگاه میشن که چه ظلمی در حقشون شده. تو این چند سال خودمون باید خودمونو از این ظلمو ستم نجات بدیم. جز خودمون کسی نمتونه به این ظلم پایان بده و به اميد پيروزی.

 

یک دوست از تهران: مجاهدین را میشناسم ، مریم رجوی و مسعود رجوی. مجاهدین در این سالها قربانی آخوندها شدند و شبانه هزاران نفر از مجاهدین سرشون رفت بالای دار. آخوندها مجاهدین رو قتل عام کردند. به نظر خودم مجاهدین قدرت خیلی زیادی برای تغییر رژیم دارن و آدمهای قوی برای مبارزه هستند.

 

دوستی از اصفهان: رژیم بزودی سرنگون میشه ولی باید بدونیم که اینو مدیون خون شهدا و رشادت های برادر مسعود هستیم.

پاسخ بدهید

ایمیل شما ظاهر نمی شود