تهی کردن خیل جوانان از امید نسبت به بهاری که در دسترس هست

0 34

نامه ای از یکدوست:
سعی دژخیم بر تهی کردن خیل جوانان از امید نسبت به بهاریست که در دسترس است ولی همچنان گلهای زیادی در راه مبارزه قدم بر میدارند و پرپر میشوند.
اما روزی میرسد که این گلها سبز و سبز و سبز خواهند شد
زمستان رفتنیست
بهار می آید….

به امید بهاری که در دسترس هست
زمین از سرخی خون سرخرنگ است
میان تیغ و سینه باز جنگ است
دوباره دست دیوان گرسنه
بروی ماشه سرد تفنگ است
دوباره سینه ی چاک قناری
سپر بر خیل آماج خدنگ است
تن مجروح و زخمی ستاره
بزیر چنگ و دندان پلنگ است
بروی پیکر مجروح لاله
نشان از زخم شلاق و فشنگ است
به خاک افتاده گل با مشت بسته
میان دستهایش پاره سنگ است
شهیدان تشنه لب رفتند در خاک
لبان خشکشان خیس از شرنگ است
بگردانی اگر سر اندر آنسوی
صف طولانی پخش سرنگ است….

پاسخ بدهید

ایمیل شما ظاهر نمی شود