بخند ای گل مریم، بخند و خندان باش

از میان نامه های ارسالی به سایت ایران ما

1

یادداشتی اثربخش و شعری بسیار زیبا تحت عنوان «بخند ای گل مریم بخند و خندان باش » از دوست عزیز و شاعر گرامی «کاوه ایرانی» که بعد از حضور در تظاهرات مونیخ برایمان ارسال کرده است:

با پایی فلج شده از شکنجه های دژخیم و چشمی بیقرار برای دیدن دوستان نادیده ای رفتم به آن امید که درجمع صمیمی خود بپذیرندم و وای بر من غافل که اینان همه از سالیان دور همنشین و همکلامم بوده اند و من این نمیدانستم‌.

این حد از صدق و صفا و صمیمیت را فقط در چهره این مبارزان رنج کشیده میتوان پیدا کرد و در همان قدم اول شنونده ناگفته هایم شدند و مرا با آعوش باز در میان گرفتند و گفتیم از هر آنچه ناگفته مانده بود سالیان درازی بر این دل،

باشد که بزودی دست در دست این یاران بی ادعا در تهران پیش چشمان شیر آهن کوه مرد میدان مبارزه دست افشان غزلخوانیم و پا کوبان سر اندازیم….

‏چه خنده برلب زیبای تو زیبنده است
به خنده ماه رخت همچو مهر تابنده است

بخند تا که برویت بخندد این دنیا
تویی که ژرفنای نگاهت ز مهر اکنده است

امید خلق به آن چشمهای معصوم است
نگاه ما به تو و روزهای آینده است

قیام مردم ایران به یمن همت تو
چو چشمه ایست که در جوششی فزاینده است

‏مجاهدین همه جا همچو شمع میسوزند
و این فروغ هدایت همیشه پاینده است

ردای رهبری خلق انقلابی ما
به قد و قامت رعنای تو برازنده است

خجل نمیشود ازخود به هیچ انجمنی
کسی که شیر زنی چون تو اش نماینده است

بخند ای گل مریم بخند و خندان باش
که عطر خنده تو در جهان پراکنده است

1 نظر
  1. مینا می‌گوید

    بسیار زیبا و ستایش انگیز

پاسخ بدهید

ایمیل شما ظاهر نمی شود