شعری در وصف حماسه ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ و شهیدانش

شعری از کارون ایرانی در رثای شهیدان ۱۹فروردین ۹۰

0 43
این شعر را برای حماسه ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ و شهیدانش سرودم؛
گل های تو باغچه امشب سراشون رو شونه شونه
لاله های سرخ پرپر سرشون رو سینه شونه
بلبل های سر بریده واسه شون نفس نمونده
تو دل های باصفاشون ترسی از قفس نمونده
یاس ونرگس و شقایق زیر بار غم شکستن
طاقت داغو ندارن دیگه خیلی خیلی خستن
هیچ کسی خبر نداره چه قیامتی تو کاره
از لب خشک شهیدا داره سیل خون میباره
سگ های هار تو میدون دوباره میون گرفتن
بوی خون و باز شنیدن باز دوباره جون گرفتن
کربلا نگو که اینجا میدون بلا و خونه
جا بجا هر جا ببینی پیکری غرقه ی خونه
سربدارا سربدارن سردارا سری ندارن
گرگ های گرسنه دارن سر نیزه سر میارن
چه بلا و کربلایی چه حدیث و ماجرایی
کشته ها تشنه ی آبن من کجام و تو کجایی
خیمه های غم گرفته توی شعله گر گرفته
صدای شیون و گریه رنگ و بوی کر گرفته
بایه آسمون ستاره آسمون چه بی ستاره اس
خاک کربلا دوباره تشنه خون دوباره اس
تیغ و دشنه و درفشه توی سینه های عاشق
کفتارا تشنه ی خونن تشنه ی خون شقایق
توی سینه ی جوان ها خنجر های کهنه رفته
مونده بی کفن جسد ها رو زمین داغ و تفته
این ها که رو خا ک سردن کشته جنگ و نبردن
تن به بردگی ندادن راستی راستی خیلی مردن
بوی خاک و خون تازه با بوی آتیش عجینه
اون قیامتی که می گن یه کنایه ای از اینه
لشکر گرگ های شمری از سحر تو تاخت و تازن
ولی غافلن که جنگ و تا دم غروب می بازن
«کارون ایرانی»

پاسخ بدهید

ایمیل شما ظاهر نمی شود