آیا بعد از فاجعه سیل اعتراضات بیشتر میشود یا مردم درگیر مشکلات خودشان میشوند؟

0

در هفته جاری موج دوم سیل که گفته میشود فاجعه بار تر از موج اول است چندین استان کشور بخصوص استانهای لرستان، ایلام و خوزستان را فرا گرفته است.

روستاهای بسیاری توسط سیل به طور کلی از روی زمین محو شده‌اند و از سرنوشت ساکنان آن خبری در دست نیست.
بسیاری از شهرها رو سیل فراگرفته و خرابیهای بسیار زیادی به بار آورده است، حکومت نیز در مقابل به اهالی شهرها مانند خرم‌آباد گفته است که شهر را ترک کنن.
به موازات سیل رانش زمین و ریزش کوه هم در بسیاری از جاده‌ها مسیر را بسته است و تعدادی از مردم نیز بر همین اثر قربانی شده‌اند.
خلاصه اینکه ویرانیهایی که این بار بوجود آمده است در این ابعاد در میهن ما سابقه نداشته است.

چه عواملی باعث شده که سیل امسال چنین ابعادی پیدا کند؟

این سیلی که بوجود آمده نه امروز و نه امسال شکل نگرفته است و در واقع ۴۰ سال است که عواملی این را شکل داده‌اند. این وضعیت نتیجه آماده‌سازی زیرساختهای این فاجعه طی این ۴۰ سال توسط حکومت بوده است.
۴۰ سال است که این حکومت تمامی ساختارهایی که میتوانست مانع از بروز این سیل بشود و یا دامنه تخریب آنرا کاهش بدهد مستمرا نابود کرده و از بین برده است.
۴۰ سال است که این حکومت با ساخت و سازهای غیرعلمی که حاصلی جز تخریب محیط زیست و تخریب زیرساختها نبوده است فقط دست به نابودی زده است.
سیل و ایجاد موانع برای پایین آوردن خسارات سیل چیزی بود که حکومت میتوانست در این زمینه کارهای بسیاری را انجام بدهد.
بطور مثال بعد از وقوع سیل با وارد کردن نیروی وسیع ارتش و یا تشکیل جمعیتهایی برای امداد رسانی به مردم، انتقال مردم با سازماندهیهای دولتی.
بدلیل اینکه سیل مانند زلزله بطور ناگهانی واقع نمی‌شود و می‌توان از قبل برای آن آماده شد.
حکومت با قتل عام محیط زیست و از بین بردن قناتها و عدم لایروبی و از بین بردن جنگلها و عدم ایمن سازی شهرها در مقابل ریزگردها بخصوص در جنوب کشور، همین عوامل باعث عدم کنترل سیل در کشور شده است.
همین عوامل باعث شد که بسیاری از دشتهای ایران دچار فرونشستهای زیادی بشوند. مانند دشت مغان، دشت ورامین، دشت بهار همدان، دشت شهریار و حفره های عظیمی ایجاد شد بدلیل فرونشستها و قابلیت زمین برای جذب آب از بین رفت.
مسیرهای زمین تغییر کاربری داده شدند و مسیرهای راه آهن و جاده‌های اشتباه در کشور مانند مسیر راه‌آهنی که باعث سیل گلستان شد و سپاه که به این پروژه بسیار مینازید خودش مجبور به منفجر کردن این مسیر شد.
دروازه قرآن شیراز نیز با تمام بی علمی جاده کشیده شد که اگر بخواهند یک اقدام جدی و اساسی انجام شود باید که این جاده نیز از دور استفاده خارج شود.
یکی از کارشناسان محیط زیست حکومتی در مقاله‌ای به نام احمقانه‌ترین سیل جهان از قم تا شیراز نوشته است:
در پاییز سال ۹۷ با مسئول پارکینگ رودخانه قم صحبت کردم و از وقوع چنین روزی هشدار دادم اما با این پاسخ حیرت انگیز مواجه شدم: آقای مهندس نگران نباش آنقدر پول از محل پارکینگ درآورده‌ایم که اگر همه تاسیساتمان را هم آب ببرد دوباره بتوانیم با بخشی از آن مجددا خسارتها را جبران کنیم.
با توجه به این جملات کاملا مشخص است که تنها افرادی به راحتی می‌توانند حرف بزنند که دست بازی برای این کارها داشته باشند اما سوال اینجاست که با جان انسانهایی که در این بی تدبیری از بین می‌رود چه میکنید؟
همچنین عدم تخصیص بودجه عمرانی مناسب برای بازسازی محیط زیست و مدیریت بحران نیز یکی از دلایل فاجعه بار شدن این سیل در ایران است.
در یک نگاه بودجه ارگانهای تبلیغاتی حکومت از جمله حوزه‌های به اصطلاح علمیه ۱۳ برابر بودجه محیط زیست است و با مقایسه این بودجه به بودجه محیط زیست فاصله بیشتری از آن به چشم دیده می‌شود.
اگر به جای این رژیم یک حکومت مردمی بر ایران حاکم بود آیا باز هم آثار تخریب این سیل به همین مقدار بود؟
بطور قطع می‌توان گفت که حداقل ۹۰ درصد این فجایع چنین ابعادی پیدا نمی‌کرد.
در تمام دنیا سیل می‌آید ولی در یک مقایسه سطحی نیز میتوان میزان درایت حکومتی برای جبران سیل و جلوگیری از آسیبهای آنرا تخمین زد.
این حکومت مردم را به حال خود ول کرده است و کسی نیست که به داد مردم برسد. هیچ مقامی در کنار مردم دیده نشده است.
به طور مثال استاندار گلستان با اینکه میدانست سیل در راه است اما در روز ۲۷ اسفند ایران را به جانب خانواده‌اش در خارج از کشور ترک کرد.
روحانی در رابطه با آثار تخریب حکومتی می‌گوید:
وقتی ما درختان را قطع می‌کنیم و جنگلها را از بین می‌بریم، طبیعت نیز به این ترتیب به ما پاسخ می‌دهد.
علم الهدی در این رابطه گفت:
سیل که به گلستان زد قابل مدیریت و محار بوده و مشخص بوده موانعی که سر راه سیل بوده است تخریب می‌‌شود و سیل فراگیر می‌شود.
خوب است بدانیم سیل در این روزها که علم هواشناسی بسیار هم پیشرفت کرده است به راحتی قابل پیش‌بینی بود اما در حکومتی که محیط زیست ایران را قتل‌عام کرده است. جنگلها را نابود کرده است. سالانه ۴۰۰ هزار هکتار از جنگلهای ایران در حال نابودی هستند.
خوب است بدانیم، هوشمندانه‌ترین ابتکارات اجداد ما ایجاد قنات بوده است. اقوام ایرانی در مناطق خشک کشور برای تهیه آب بیش از ۳۰۰ میلیون متر کانال و قنات ایجاد کرده بودند.
طول خط استوا ۴۰ میلیون متر است، متراژ متر نیز بر همین اساس کشف شد و گفته میشده است که هر یک متر یک میلیونیم طول خط استواست.
این قناتهایی که ایرانیان ساخته‌اند در طول تاریخ ۷.۵ برابر طول خط استواست.
اکثر این سرمایه عظیم که میراث هزاره‌ها بوده است، از جمله قنات گناباد به قدمت بیش از سه هزار ساله دارد یعنی قدمتی بیشتر از اهرام مصر.
اما در این سالیان تمامی این دارائیهای ایران از بین برود.
سفره‌های زیرزمینی تبدیل به حفره‌های زمین شدند. اگر این سفره‌ها از بین نرفته بودند آب به داخل زمین راه پیدا میکرد ولی بدلیل از بین رفتن آن آب به داخل زمین راه ندارد و روی زمین روان می‌شود.
این حساراتی است که طی این سالیان در حکومت آخوندی به ایران ما وارد شد.
این سیل با ابعاد و ویرانیهای بسیاری که داشت بیانگر پوسیدگی نظامی است که ۴۰سال مستمر از دارائیهای مردم خورده و ذره‌ای برای آینده و زیرساختهای کشور مایه‌گذاری نکرده است.
در زلزله کرمانشاه نیز در یک منطقه محدودی ما پوسیدگی نظام را مشاهده کردیم.
فرو ریختن ساختمان پلاسکو به قول کارگزاری از حکومت پلاسکویی بودن خود رژیم با به نمایش گذاشت اما این سیل پوسیدگی نظام را ابعاد فراگیر ایران در منظر تمام دنیا قرار داد.
این سیل مقدمه سونامی بسیار عظیمی است که سراپای این حکومت را دربر خواهد گرفت.
این سیل قابل مقایسه با زلزله طبس در ۲۵ شهریور سال ۵۷ می‌باشد که یک تکان به جامعه ایران داد و جامعه ایران یقین کرد که هیچ راهی به جز سرنگونی نظام سلطنتی وجود ندارد.
البته که این سیل ابعاد بسیار گسترده تری دارد و تنفر مردم بسیار بیشتر از نظام شاهنشاهی می‌باشد.
بگذار این به سرشده مهلت
در واپسین تلاش به ناچاری
بر هر گزافه چنگ بیاویزد
بگذار ذات جنبش دریا را
از بادهای هرزه بداند
دریا ولیک دانند صخره ها
که در این ۶هزار سال
بسیار تخته پاره به ساحل فکنده است
به قول دکتر مصدق کبیر ملت ایران با تاریخ چندین هزار ساله این دوره های کوتاه چهل ساله یک لحظه بیشتر نیست در تاریخ ایران و این کابوس سیاه به زودی در تاریخ ایران طی خواهد شد.
این سیل خودش پیام روزهای پایانی حکومت آخوندی را با خود در پی خواهد داشت.
چیزی که حکومت هم از آن وحشت دارد موج عظیم اعتراضاتی است که بعد از سیل بهمراه خواهد داشت.
سیل با خود تمام مزارع و دارائیها و مشاغل و خانه‌های مسکونی مردم را از بین برده است. با وجود وعده‌های روحانی که گفته است خسارات مردم را جبران خواهد کرد اما به خوبی مشخص است که چنین نخواهد شد کما اینکه مردمی که در زلزله تمام دارائی خود را از دست دادند هنوز کوچکترین کمکی به آنها نشده کمااینکه اندک مایختاجی هم که توسط کمکهای مردمی در اختیار داشتند در این سیل فاجعه بار از دست دادند.
در این زمینه یکی از کارگزاران حکومتی به نام پدرام سلطانی که نائب رئیس سابق اتاق بازرگانی حکومتی است می‌گوید:
سال ۹۸ با سال طبیعت آغاز شد اما سیل بزرگتر در اقتصادمان خواهد افتاد. تورم طغیان خواهد کرد و رشد اقتصادی به زیر آب خواهد رفت. فشار نقدینگی نرخ ارز را چون تخته پاره ای در آبهای متلاطم خواهد انداخت و آنرا از ساحل امن دور خواهد کرد.
وی در ادامه با طعنه به سردمداران حکومتی می‌گوید:
اما در این سیل کسی عکس یادگاری نخواهد گرفت. و این سرنوشتی است که در انتظار حکومت آخوندی است.
علی ربیعی از مهره‌های امنیتی حکومت نیز گفته است:
فکر میکنم اگر سال ۹۸ را بر همین سیاق ادامه دهیم چشم‌انداز روشنی در پیش نخواهیم داشت و برای جامعه امکان بروز تحرکات اجتماعی و انتقال ناآرامیهای ذهنی به ناآرامیهای فیزیکی کاملا متصور است. (منظور از ناآرامیهای فیزیکی همان قیام است.)

پاسخ بدهید

ایمیل شما ظاهر نمی شود