آنقدر بزرگ و شیرمردی ای مرد، کز غیبت و از نشانه ات میترسند

2 256

«آنقدر بزرگ و شیرمردی ای مرد    کز غیبت و از نشانه ات میترسند»

شعری بسیار زیبا برای برادر مسعود از طرف یکی از خوانندگان سایت:

«این شعر الان الهامم شد و من فقط کاغذ برداشتم ونوشتم، باور کنید همین موقع شب!‌»
از غیرت و استقامتت میترسند
از سادگی و صداقتت میترسند
چون شمع میان دشت شب میسوزی
از روشنی و هدایتت میترسند
از جنس تمام مردم ایرانی
از ریشه و از اصالتت میرسند
چشمان امید خلق محروم به توست
از هیبت و از صلابتت میترسند
همدردی و همصدای محرومانی
از دانش و از درایتت میترسند
ای شیر دلیر بی هماورد وطن
از قدرت و از شجاعتت میترسند
ای مظهر پاکبازی و جانبازی
این بزمجگان ز طاقتت میترسند
از هستی و مال و جان خود بگذشتی
از همت و استقامتت میترسند
از چیرگی ات به نقد وحشت دارند
از لهجه پر صراحتت میترسند
آنقدر بزرگ و شیر مردی ای مرد
کز غیبت و از نشانه ات میترسند
تندیس فدا تویی خدا یارت باد
چون‌کوهی و از سماجتت میترسند
القصه نه از تو بلکه از یارانت
وز مکتب و از رسالتت میترسند
2 Comments
  1. شهین says

    درود بر شما- بسیار زیبا و عالی نوشته ای- هزار بار تحسین و تقدیر میکنم. بزودی پای این شیرمرد کبیر به ایران میرسه و ایران گلستان میشه. خورشید تا ابد پشت ابر نمیمونه

  2. شهداد انصاری says

    این شعر واقعا علی بود و صفا کردم اوصاف شیر همیشه بیدار که دشمن از اون به همین گونه که در شعر آمده وحشت دارند

پاسخ بدهید

ایمیل شما ظاهر نمی شود