آرزویم این هست که روزی مردم بفهمند که مجاهدین چی هستند

0 68
دوستی از تهران :‌

فقط آرزویم این هست که روزی مردم بفهمند که مجاهدین چی هستند. آنگاه مردم جانشان را میدهند.تمام این سالها آرزویم این بود که مسعود کوچکترین صدمه ای نبینه. من شخصيت پرست نیستم اما مسعود چیز دیگریست، جمع تمام آرزو ها وآمالمان درمسعود هست…و من فکر می کنم درآینده نزدیک با بحرانی تر شدن اوضاع وبیهوده بودن بقیه اپوزسیون ها نقش مجاهدین پر رنگ ترخواهد شد .یعنی کم کم افراد می فهمند که تنها آلترناتیو مجاهدین هستند.

نامه یک هموطن از کرج:

کارگری رو میشناسم که بچه اش را بخاطراینکه لباس مدرسه نداشت به مدرسه نفرستاده بود. شما رو به خدا به خواهر مريم بگين موهامون سفيد شد بياين! به جان فاطمه زهرا بياين! مردم دارن له ميشن،  ما منتظر برادرمسعودیم. بفرماييد سردار موهای جوانها سفيد شد زير بار استبداد…

هموطنی از بوشهر :

درود به شرف آقای رجوی، هر وقت صحبتهايش را میشنوم انگیزه میگیرم، صداش طنین آزادیخواهی قرون و اعصاره، پرچمدارجانباختگان آزادی درتاریخ است.

هموطنی از مشهد:

پیام خانم رجوی را خواندم. جانم فدای خواهر مریم که فقط اول وآخر پیامش رهایی هست وتمام کلامش ازعشق به ایران وملت ایران. افتخارمیکنم به سازمان مجاهدین که چنین شخصی راپرورش وآموزش داده وانتخاب کرده به عنوان اولین رییس جمهورپس از انقلاب نوین. باکل وجودم این عشق را ازطریق همین پیام گرفتم واحساس کردم. گذشت، فداکاری، ایثار، دقیقاهمه دست پرورده خواهرمریم  مياشد.
الان ملت ایران ذهنیت خوبی ندارندچون عشق ازخودشان ندارندازدرون خالی هستند که خواهر مریم این رابهشون میده  … حتمابخاطرهمین ضربه های روحی وروانی ای هست که این رژیم به ملت زده، پارسال زلزله کرمانشاه مردم خودشان راباردیگربه خودشان نشان دادند، باکمک هایشان، خواهر مریم پیام داده بودند که به کمکشون بشتابید، روزی که خواهر مریم بیاید، آنروز همه مون احساس آزادی میکنیم، آزادی ازهمه درد و رنجها، از زندانی که در داخلش زندگی میکنیم بنام ایران، نفس راحتی میکشیم بدون خفقان، بدون دود، بدون سانسور، بدون اعدام وشکنجه. به امید روزی که مردم عطر و بوی مجاهدین را از نزدیک احساس کنند.

دوستی از ساری:

تک تک شما عزیزان برای ما الگو و نور چشمید. خداوند تمام شما را در پناه خود حفظ کند. به امید دیدار در ایران آزاد تحت رهبری شیر همیشه بیدار برادرمسعود ومهر تابان خواهر مریم. هیچوقت نمی توانم احساساتم را نسبت به شما عزیزان بیان کنم. به خدا واقعا زبان قاصر است.

هموطنی از اصفهان:

میخواهم به شما بگویم که شما چقدر خوشبخت هستید که مجاهدید و ادامه دهنده راه مجاهدین، راه همون شهدا، و نگذاشتید پرچمشون زمین بیفته، نگذاشتید خونشون پامال بشه، نگذاشتید راهشون بی رهرو بمونه، کاش من فقط شورمجاهدین را داشته باشم، کاش خدا قدرت شناخت مجاهدین و این راه رو بهم بده، کاش توانمو بالا ببره تا درک کنم، تا پرداخت کنم، تا شجاعانه بمونم، خوشحالم ،خوشحالم که  این راه را کوبیدم، خیلی خوشحالم و راضی که تو این مسیر قرارگرفتم، من امروز چند بار این دعا رو کردم  که خدایا من نبینم پیروزی رو اما مردم ببینن، مریم بیاد تهران، مردم احساس شعف و پیروزی کنن، رژیم نمیتونه راه روشنایی رو ببنده، نمی تونه چون نور راهشو باز میکنه،
خیلی خوشحالم که این کانونهای شورشی قوت قلب و بازویی هستند برای یاری و خدمت به مردم
اینروزا دوتا شعر رو مستمر زمزمه میکنم؛ یکی سوگند و یکی شعر بر اساس جمله ی برادرمجاهد بمانم مجاهد بمیرم، اگرچه مجاهد نیستم، مجاهد به شکل شما،  اما تمام تلاشمو میکنم که سازمان و شهدا ازم راضی باشن و تا انتها و مجاهد بمیرم. بقول اندرانیک واسه آزادی این خاک اگه از خودت رها شی توی چهارگوشه ی دنیا میتونی اشرفی باشی! یادش گرامی، امیدوارم که منم در امتحان سخت خدا قبول بشم.

نامه یک هموطن از مشهد:

کتاب خاطرات زندان نوشته اعظم حاج حیدری رو خوندم و خیلی گریه کردم. طوری  شدم که دیگه چشمم از اشک خشک شد، تازه می فهمم که با این مقاومت چکار کردند .من اگه بخوام اینقدر عشق داشته باشم و مثل اونا قوی باشم چکارکنم؟ این کتاب واقعا جالب بود وآدم واقعا متحیر میشه، حتی از جنایات این رژیم دجال که چکار کردند با فرزندان این انقلاب، در ذهن نمیگنجه و این فرزندان چگونه‌ مقاومت کردند واسه انسان بودن. این کتاب برام خیلی جالب بود میشد احساس واقعی یه زندانی رو دید، دقیقا تازه میفهمم کجای دنیا ایستادم کاش زودتر پیداشون میکردم و زودتر واقعیت رو می‌فهمیدم.

یک دوست از آمل:

فیلم شهادت صبا هفت برادران رو تازه دیدم، چه قهرمانانه وبی پروا رفت!! رفت تا به انتهای رسالت خویش وصل شود. بدرود رفیق مبارز،
بدرود ای اسطوره عشق،
نه تو نمرده ای،
در میان خلق نام ویاد تو هماره زنده وجاوید است…

صبا هفت برادران

پاسخ بدهید

ایمیل شما ظاهر نمی شود